حامد كرزي دست به دامن حكمتيار
شكي نيست كه به زودي چهرة حکمتیار در رسانههاي تصويري كشور ديده شود
از مدتها به اينسو حزب اسلامي شاخة آقاي حكمتيار در نظام كنوني به عنوان يك حزب شورشي و ضد نظام، عنوان شده است و خود شخص او نيز از مخالفان مسلح دولت شمرده ميشود. به ظاهر اين حزب، يك حزب مطرود است و گمان ميرود كه اعضاي آن مثل خود آقاي حكمتيار در نوار مرزي افغانستان و پاكستان سرگردان اند، اما در عمل اينچنين نيست.
به درستي همه ميدانند كه كادرهاي اين حزب همين اكنون در پستهاي مهم دولتي مشغول كار اند و تا اندازهيي بر بنياد همان باورهاي حزبيشان سر و ساماني نه چندان تشكيلاتي محض، براي خود ترتيب داده اند.
چنانچه فاروق وردك وزير معارف، عبدالهادي ارغنديوال وزير اقتصاد، عبدالكريم خرم رييس دفتر رياستجمهوري، عمر داوودزي سفير افغانستان در پاكستان، بخشي از نمايندههاي مجلس نمايندهگان و سنا و... همه از مغزهاي متفكر حكومت حامدكرزي به شمار ميروند. در اين ميانه، تنها خود آقاي حكمتيار غايب است كه آنهم نمادي بيش نيست.
اما، اين روزها اين نماد غايب، در گفتگوهاي صلح يك طرف قضيه شده است؛ طوري كه در آستانة راهاندازي اين گفتگوها از جانب ايالات متحدة امريكا، گروهي از نمايندههاي حزب اسلامي به كابل آمده اند و از آدرس آقاي حكمتيار با حكومت افغانستان و ايالات متحدة امريكا، وارد گفتگو شده اند.
اين گروه به تازهگي اعلام كرده است كه در مذاكراتشان با دو جناح كابل و واشنگتن به نتايجي دست پيدا كرده و هر دو جناح از خود انعطاف نشان داده اند.
بيگمان كه اين انعطاف نشان دادنها، كار اين چند روز نيست و از گذشته مقدمات آن فراهم شده بود. طوري كه در بالا تذكر رفت، تاثيرگذارترين مهرههايي كه در بالا نامهايشان برده شد، در اين چند سال براي وارد شدن رهبر مطرودشان به نظام كنوني، لابيگري كرده اند
و در حال حاضر، بخش اعظم رهبري افغانستان در دست همين مهرههاست كه بيشترين تلاش را دارند تا گلبدين حكمتيار برگردد و يا حداقل كرسيهاي بيشتري در دولت به اعضاي اين حزب برسد.
در حال حاضر، رييسجمهور از سوي مهرههاي اين حزب به گونة كامل محاصره شده و خودش نيز به يك مهرة اين حزب تبديل شده است.
از سوي ديگر، ايالات متحدة امريكا نيز چندان بيميل نيست كه گلبدين حكمتيار در كوهها و درههاي وزيرستان سرگردان باشد. اين فرد در دهة هشتاد و نود ميلادي يكي از مهرههاي خوب پاكستان، متحد استراتژيك ايالات متحده در افغانستان بود. پاكستان هم تلاش داردكه اين گروه را وارد بازيهاي دروني حكومت كند، چون آن كشور بر علاوة طالبان كه نيرويي در برابر نظام افغانستان اند، نيروي ديگري را در داخل حكومت ميتواند داشته باشد، تا با خيال جمع به اهدافش نايل آيد.
گفتگوهايي كه زير نام صلح از سوي ايالات متحدة امريكا راهاندازي شد، روشن است كه تا هنوز كدام نتيجة مثبتي را در پي نداشته است و در آينده هم نخواهد داشت، چنانچه طالبان گفته اند كه با اين نظام از بنياد مخالف اند و اين گفتگوها هم براي آنها سودي ندارد، ولي اين غوغا چانسي براي مهرههاي حزب اسلامي در داخل حكومت بود كه به همين بهانه پاي گلبدين حكمتيار را به اين گفتگوها بكشانند كه تا هنوز موفقانه پيش رفته اند.
شرايط حضور گلبدين حكمتيار در نظام كنوني، شباهتي با شرايط حضور طالبان ندارد. او كدام نيروي مقتدر و مسلح نيست و طوري كه گذشتة سياسي او نشان ميدهد، هميشه تشنة قدرت بوده و هر زماني كه فرصت به دست آوردن آن ميسر شده، از هيچ كاري دريغ نورزيده است.
از اينرو هيچ شكي نيست كه به زودي چهرة او در رسانههاي تصويري كشور ديده شود. رييس جمهور كرزي زير نام آوردن صلح در كشور نيز از حضور گلبدين حكمتيار ناراضي نيست، برعكس تلاش هم دارد تا او را با حكومت خود يكجا كند؛ چون از يكسو همراهي دايمي مهرههايي را كه اكنون با او همكار هستند،
به دست ميآورد و از سوي ديگر، حمايت ساير كساني كه وابسته به اين گروه هستند و در نهادهاي ديگر دولت مثل پارلمان و قضا فعاليت دارند. همچنين حامدكرزي اين را نيز ميداند كه اين حزب هنوز هم در افغانستان طرفداراني دارد كه از اين راه نيز در معامله سود ميكند.
حضور گلبدين حكمتيار در كنار حامدكرزي، به اضافة آنكه همراهي آن گروه را در انتخابات آينده به دنبال دارد، به نحوي ميتواند رضايت پاكستان و بالوسيله رضايت ايالات متحدة امريكا را نيز جلب كند كه اين خود يك دستاورد ديگر براي کرزی تلقي ميشود.
در حال حاضر، حامد كرزي ميداند كه اكثر احزاب و گروههايي كه در آغاز همين دهه او را همراهي ميكردند، از او دلسرد شده و بيشترينه در برابر تكرويهاي او بسيج شدهاند. ايتلاف ملي افغانستان، جبهة ملي، جامعة مدني، جامعة رسانهيي و... از منتقدان سرسخت رييسجمهور هستند و او اين را نيز نيك ميداند كه در انتخابات پيشرو فرد مورد حمايت او ـ و لو هر كسي باشد ـ به هيچ وجه برنده نخواهد شد، از اينرو او دست به دامن حزب اسلامي زده است كه تا با كشاندن رهبر مطرود اين حزب به ساختار نظام، بتواند قدرت خود را به نحوي حفظ داشته باشد.






ShareThis
نظر خود را بنويسيد