صفحه اصلي | فر هنـگی | گنجینه های بزرگ طلایی افغانستان

گنجینه های بزرگ طلایی افغانستان

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
image

مجلۀ الوستررت ویتن سکاپ، مطلبی را در مورد گنجینه های طلایی افغانستان به نشر رسانیده است.

مطالعۀ این مطلب برای اینجانب بسیار جالب و حاوی ارزش فرهنگی و تاریخی به نظر آمد. مهم این است که اینگونه متن ها به عوض اینکه در داخل افغانستان و به زبان های ملی کشور انعکاس یابند، در برون از مرز های کشور نشر می شوند و آدمهای علاقمند به فرهنگ و تاریخ کشور مان را به سوی خود می کشاند.
برگردانندۀ متن، ضمن ابراز قدر از کارو تلاش زیاد نویسنده نروژی ، انگه دام، به ترجمۀ متن مذکور به زبان فارسی پرداخته است که اینک در معرض مطالعۀ شما قراردارد.

به دنبال جنگ و هرج ومرج ٢٥ ساله در افغانستان گنجینه های تاریخی ٢٠٠٠ ساله این کشور بار دیگر ظاهر و مورد توجه قرار گرفتند.
این آثار بی نظیر تاریخی طلایی که شمار آنها به ٢٠٠٠٠ عدد بالغ می گردد، چندین سال قبل در گاو صندوق ها، در منزل تحتانی قصر ریاست جمهوری، پنهان کرده شده بودند. اجناس طلایی یاد شده می توانند به دورۀ سلطنت کوشانیان تعلق گیرتد. آثار مذکور که به گفتۀ باستان شناسان، توسط بادیه نشینان آنزمان ساخته شده و تا هنوز تقریبا نا شناخته مانده بودند، بر مدنیت دوره کوشانیان و باختریان ، روشنی اندازند.

ویکتور ساریانیدی، باستان شناس روسی،« با موهای سفید» هنگامیکه گاو صندوق های حاوی گنجینه طلایی در سال 2004، بارگردیدند، حضور داشت. این باستان شناس خود آثار مربوط به دوران پادشاهی کوشانیان را در سال 1978 کشف کرده بود. سال بعد از آن، افغانستان مورد هجوم اتحاد شوروی وقت، قرارگرفت و هیچکس نمیدانست که اثار مذکور به کجا رفته بودند. خوف آن نیز وجود داشت که این آثار برای تمویل جنگ ذوب و مصرف شده اند.

در سال ٢٠٠٤، حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان، توانست یک گنجینه بسیار جالب طلایی را که ٢٠٠٠ سال قدامت تاریخی دارد، به جهانیان معرفی نماید. باستان شناسان و موزیم شناسان از سراسر جهان،هنوز نگران این امر بودند که شاید این آثار گرانبها مفقود ویا تخریب گردیده باشند. علت این نگرانی این بود که تقریبا هیچ کس در طی ٢٥ سال آغاز و ادامۀ جنگ و آشوب ، در موردآثار مذکور چیزی نه شنیده بود. ولی سپاس فراوان بر کوشش های شجاعانۀ کار مندان موزیم ملی کابل که توانستند این آثار بی مانند را از شر باندیت ها، جنگ سالاران، غارتگران و بنیادگرایان مذهبی ای که طی سال ها به تخریب این کشور پرداختند، درامان نگهدارند.
گنجینۀ مذکور خیلی زیاد و در بر گیرندۀ بیش از ٢٠٠٠٠ اثر مختلف طلایی ای هست که اساسا در اثر یک حفریات مشترک افغان ـ شوروی، تحت رهبری ویکتور ساریانیدی، باستان شناس اتحاد شوروی سابق، درنوامبر سال ١٩٧٨بدست آمد. این آثار تاریخی از محلی به نام طلا تپه، جایی که می توان آن را بلندی های طلایی نیز نامید، در حوالی شهر شبرغان، در شمال غرب افغانستان، پیدا شده بودند.
در طی 25 سال بعد از اجرای این حفریات، شایعاتی وجود داشت که آثار طلایی یادشده در بین افغانها و شوروی ها مفقود شده باشند.

آثار بدست آمده از این حفریات خیلی زیاد بودند. یکی از این حدس و گمانه زنی ها این بود که شاید شوروی های سابق که در دسامبر ١٩٧٩ به افغانستان هجوم بردند، ده سال بعد، هنگام بازگشت خود به کشور شان، این آثار گران بها را باخود برده باشند ویا هم یا جنگ سالاران و باندیت های مذهبی آن راپیدا کرده بفروش رسانده از پول آن برای خود سلاح خریداری کرده باشند؟ یک حدس دیگر هم این بود که شاید طلا های مذکور بطور معجزه آسا، دریک نگهداری شده باشند. جایی که هیچ کس در مورد آن چیزی نمیدانست.

کارمندان موزیم آن را پنهان کرده بودند
ویکتور ساریانیدی که گروهی از پژوهشگران شوروی و همکاران باستان شناس افغانی خود را در حفریات طلا تپه، رهبری می نمود، این آثار باور نکردنی را در سال ١٩٧٨ کشف و از دل خاک برون آورد.
باستان شناسان مذکور در منطقۀ برای مدت ده سال مشغول حفریات و کاوش بودند که حدود ٢٠٠٠سال قبل، در قلمرو سلطنت گم نام کوشانیان واقع بود.
در فبروری سال ١٩٧٩ باستان شناسان مذکور شش عدد قبری را که در آنها بقایای یی مرد و شش زن به چشم می خورد، کشف نمودند. درست زمانیکه باستان شناسان مذکور خود را برای ترک ساحه مذکور آماده می ساختند، قبر شماره هفتم را نیز پیدا کردند. ولی ایشان فرصت نیافتند که به حفراین قبر به پردازند.
تیم باستان شناسان یاد شده به علت وضع نا آرام منطقه و آغاز و ادامۀ جنگ کسب قدرت بین جناح های مختلف سیاسی در افغانستان، نتوانستند قبر شماره هفتم را نیز باز و بررسی نمایند.
ادامۀ وضعیت نا آرام باعث هجوم اتحاد شوروی سابق به افغانستان، در دسامبر همان سال گردید ولی باستان شناسان مذکور توانسته بودند تا آثار طلایی بدست آمده از شش قبر یاد شده را به کابل انتقال دهند. در کابل
آین آثار از سوی باستان شناسان شامل حفریات، به موزیم ملی افغانستان تحویل داده شدند.
اینکه در قبر هفتم چه چیز هایی وجود داشت، ما هرگز دربارۀ آن چیزی را نمیدانیم. این قبر اندکی بعد از اینکه باستان شناسان منطقۀ طلا تپه را ترک گفتند، تاراج گردید.

 

ده شهزادۀ جوان هنگامیکه به تابوت مرگ می رفتند، تحفه های شگفت انگیز طلایی را باخود داشتند. یک زنجیر گردن، گوشواره ها و یک کوزۀ جواهرات بخش کوچکی از تحفه های داخل قبر ها را تشکیل می داد.

هر چند، گنجینه های بدست آمده از شش قبر اولی در امان ماندند، ولی متاسفانه نه برای مدت چندان درازی.
موزیم ملی کابل یکی از جمله ساختمان هایی بود که در طی سال های جنگ و هرج ومرجی که بعد از عودت سربازان اتحاد شوروی به کشورشان،در افغانستان شروع شد، تخریب و غارت گردیدند.
رییس جمهورنجیب الله قبل از اینکه قشون اتحاد شوروی در سال ١٩٨٩ از این کشور خارج گردند، توانست این آثار را به یک مکان مصوون تر، دقیقا به زیر زمینی قصر ریاست جمهوری انتقال بدهد. این نقل و انتقال درست به ترتیبی صورت گرفت که تقریبا هیچ کس در مورد آن چیزی نمیدانست.
یک یک تحول جدید زمانی بوجود آمد که حامد کرزی در سال ٢٠٠٢، رییس جمهور کشور گردید. در این دوران بطور ناگهان این واقعیت بر جسته گردید که تعدادی از کار مندان باوجدان و وظیفه شناس موزیم ملی افغانستان از بخشی از داشته های تاریخی و فرهنگی کشور خویش ، از جمله آثار طلا تپه، حراست بعمل آورده اند.

شهزاده به اسرع وقت دفن گردید
تمام این آثار در گاو صندوق ها یی که سرانجام می توانست باز شوند، انداخته شده بودند. ویکتور ساریانیدی نیز از جمله مهمانان ارجمندی بود که در هنگام شکستن گاو صندوق ها ی مذکور حضور داشت. کلید این صندوق ها در دسترس نبود. از این رو، قبل از اینکه این آثار طلایی ٢٠٠٠ سالۀ دوره باعظمت کوشانی ــ باختری، شکوه و جلال خود را در برابر تماشاچیان به نمایش میگذاشت، چکش، اهرم و وسایل دیگر گشودن صندوق ها، نیز می بایست در اختیار می بود.
ملاحظۀ این آثار گران بهای طلایی سوالاتی را در ذهن همه بوجود آورد.
قبر ها با اشیای طلایی در محوطۀ خرابه های معبدی قرار داشتند که حدود ١٠٠٠ سال نسبت به آثار طلایی و قبرهای حاوی آنها، قدامت داشت.
نشانه هایی از وجود آتشکده ها ، بیانگر این بودند که این معبد قدیمی ٣٠٠٠ ساله، دارای یک تپه ای بود که در آن آتش یک نقش مهم را، شاید در بخشی از مراسم قربانی و خیرات، دارا بود.
ولی اینکه چرا این مرده گان در یک معبد بسیار قدیمی دفن شده بودند، کسی این را نمی داند.

مرده ها ی مذکور در تابوت های چوبی ایکه سرپوش هم نداشتند، قرارداشتند. بر فراز این تابوت ها یک بام موقتی ساخته شده از تخته های چوبی که با پوست حیوانات پوشانیده شده بود، قرار داشت. وقتیک این سقف چوبی چپه شده است، خاک به داخل این قبر ها ریخته است. همۀ این مسایل افاده گر این مفهوم هستند که مراسم بخاک سپاری این مرده گان در یک حالت بسیار سریع و با بسیار شتابزده گی صورت گرفته است. شاید هم در وضع خیلی سری و مخفیانه. ولی هیچ کس نمی داند که این ها چطور مرده اند. در اجساد و تابوت ها هیچگونه اثری از خشونت به مشاهده نمی رسید. ولی وجود این همه طلا و جواهرات در قبرهای یادشده، نظریه ایرا تقویت می نماید که شاید آنها در اثر کدام حادثه یا اقدام خشونت آمیز جان های خویش را از دست داده باشند.

 

بادیه نشینان جلگه های آسیای میانه بطرف جنوب در حرکت افتیدند. انها در آنجا، در قلمرو یونان ــ باختری، قدرت را به چنگ آورده پادشاهی بزرگ کوشانیان را انکشاف دادند.


پژوهشگران به جز از اینکه قلمرو کوشانیان توسط بادیه نشینان جلگه های آسیای مرکزی بنانهاده شد، چیزی نمیدانستند. به مرور زمان بادیه نشینان مذکور بسیار آسوده هال گردیدند، برای این امرمالیان را بر تاجرانی که از سوریه به چین سفر می کردند، تمدید نمودند. با پرداخت محصول تاجران مذکور از انجام یک سفرمصوون برخوردار می شدند.

پنج تن از این مرده گان زنان جوان بودند ولی اینکه آیا کدام مرض واگیر باعث مرگ گردیده باشد، هم آدم در موردش چیزی نمی داند.
کار حفریات و برون آوردن این مرده گان می بایست در نظر داشت وضع نا آرام کشور بطور سریع به پیش می رفت. در عین زمان برای اینکه این گنجینه ها و آثار کم نظیر، به دست آدم های نامناسب نه می افتیدند، وجود امنیت ، در سطح عالی را مستلزم بود.

باستان شناسان، هر روز، شامگاهان، به به ثبت و راجستر، عکس برداری آثار می پرداختند و بعد از ختم کار آثار مذکور را در یک اتاقکی که تحت مرقبت شدید و لاک و مهر شده بود، نگه می داشتند. وقتیکه آنها می خواستتند درب این اتاق را بکشایند، می بایستی یک رمز مخصوص را بکار می بردند.


باستان شناسان مذکور شمار زیادی از اجناس را در اختیار داشتند که می بایست به ثبت و راجستر آن می پرداختند. اجساد زنان داخل این قبر ها طوری به نظر می آمدند که هنگام مرگ خیلی تز یین شده بودند. حفریات کننده گان در این قبر ها صد ها صفحۀ مختلف الشکل طلایی را که به روی لباس های زنان مذکور، بطور محکم، دوخته شده بودند، بدست آوردند.

در بعضی ازلباس ها چنگک های طلایی و تزیینات فیززه یی و همچنان صحنه هایی از جنگ و مقابله حیوانات، بطور دراماتیک و یا عشق آتشین ، به مشاهده می رسید. در بعضی از قبر ها چنگک ها و گیرا های مذکور بالای یک یگر قرار داشتند. این چیز بیانگر این است که زنان یاد شده چندین لباس را بالای هم پوشیده بودند. « شاید پیراهن های کوتاه بدون آستین و جاکت دامن».


هم زن ها وهم مردان شلوار هایی به تن داشتند که پاچه های آن به داخل موزه های دراز شان کشیده شده بود. آنها همچنان گوشواره ها، دست بند ها و انگشتر ها و کفش های طلایی ، گردن بند های مزین با جواهرو سنگ های قیمتی رنگارنگ، لوازم تشناب، لوازم آرایش و آیینه در گور باخود داشتند.

اکثریت این اجناس به گمان اغلب مربوط می شوند به هنرمندان محلی ایکه به ساخت صنایع دستی می پرداختند. یک تعداد کمی از آنها از نوعی بود که در مستعمرات یونان، در امتداد بحیرۀ سیاه، منطقه ایکه الکساندر کبیرطی لشکر کشی خویش، در قرن سوم قبل از میلاد به تصرف خود در آورده بود، وجود داشت.

شرح عکس:
کوشانی ها تقریبا هیچ منبعی ندارند که بتواند در مورد تاریخ شان توضیح دهد. ولی گنجینه های طلایی سلیقه آنها را در رابطه به این اشیا، واضح می سازد. آثار مذکور در سه سبک هنری ای ساخته شده اند که هرکدام آنها تاثیرات فرهنگ های متعدد بر جامعۀ کوشانی آنوقت، در امتداد راه ابریشم را که حیثیت مهرۀ اتصال شرق وغرب، را حایز ود، بیان می دارند.این بز کوهی به شیوۀ یونانی ساخته شده است و پیام آور این است که هنرمندان صنایع دستی یونانی در این منطقه مسکن گزین شده بودند.

سکه ها عمر قبر ها را افشا ساختند
قسمتی از طلا های کم درخشش، به اشکال خدایان مرد وخدایان زن، حکمروایان و یا حیوانات افسانوی، از بعضی مناطق و فرهنگ ها یی که در در آن وقت در این منطقه « که حیثیت نقطه تلاقی فرهنگ های مختلف در امپراتوری کوشانیان حایز بود» در آورده شده اند.
بعضی ازاین اشیا از کشور های اصلی خود انتقال داده شده بودند، ولی اکثریت آنها احتمالا در خود محلف توسط طلا کاران محلی ، مطابق به ذوق فرمایش رهبران و حکمروایان ، ساخته شده اند.

برخلاف پیکر های یونانی که پاهای دراز ولاغر دارند، پیکر های کوشانی یا باختری افریدوت، خدای عشق زیبایی و حاصل خیزی یونان، دارای با پاهایی کوتاه و ضخیم بودند.

در نوع کوشانی مردان مسن تر بودند. دلفین هایی که آن ها به آن سوار می شدند، نیز یک شکل محلی را به خود اختیار کرده بوند. آنها اغلبا زیست را در آمو دریا بیاد می آورند.
در این قبر ها سکه های بسیار کم نظیری یافت گردیدند. یکی از این سکه ها، سکۀ رومی ایست که به روی آن عکس قیصر« امپراتور » تبریوس « ١٦ــ ٢١ بعد از میلاد» موجود می باشد.

این سکه مساله تاریخ گذاری قبر ها را، تا دورۀ اندکی بعد تر از آغاز دوره تاریخ شماری سهل تر نمود. بعضی از این سکه ها در دهان مرده گان قرار داشتند. این سکه ها برای خرید بلیط چارون، اسطوره شناس یونانی، کشتی رانی که می خواست ایشان را بالای دریای ستیکس و به داخل قلمرو شان انتقال دهد، بود.

تاج طلایی کلید حل معما
در رابطه به ثبت و راجستر آثار مذکور، برای ویکتور ساریانیدی این سوالات بوجود آمد که: آیا این مرده گانی که اینقدر تحفه های گران بها را گرفتند، چه کسانی بودند؟ آن ها از کجا بودند و در کدام نوع جامعه زنده گی می کردند؟
روزی، شامگاهان، باستان شناس یادشده، بطور اتفاقی به دریافت گوشۀ از جواب این سوالات نایل آمد. او نتوانست دفعتا یکی از اشیای بسیار قشنگ یافت شده، یک تاج بسیار زیبایی را که از صفحه های خیلی نازک طلا، به شکل درخت خرما ، تزیین شده با پرنده گان و گلهای مهره دوزی شده، ساخته شده بود، در یابد.
تاج مذکور می توانست از هم جدا شود و بسیار قشنگ و سبک بود. پس از جستجوی دو سه دفعه یی جعبه ها ، سر انجام وی در یافت که این تاج، در یک جعبۀ کوچک جاگذاری شده بود.
فقط در همین وقت بود که ساریانیدی یک مقدار توضیحات ممکن را هم در مورد این تاج رمز آمیز و مالک آن دریافت نمود: تاج مذکور می بایست بسته بندی می شد و توسط اسپ یا اشتر انتقال می یافت.
انسان های این شش قبر، هنگام بخاک سپاری، شاید از جمله شهزاده گان مقیم محل و یا آدم های ثروت مندی بودند. این مرده ها با اشیایی که نتقال آن ساده بود، احاطه گردیده بودند. مرده گان قبر های یاد شده نتیجتا باید بعضی از اولین انسان های بودند که در این منطقه اقامت دایمی اختیار کرده بودند. از جمع مردمان سده اول قبل از میلاد.
آنها قلمرو سلطنت یونان باختری را در تمام یک منطقه بزرگ تا قلمرو کوشانی متحد ساختند.
هنگامی که این سلطنت در مرحلۀ شگوفایی قرار داشت، آن ها از بحیرۀ ارال در شمال، تا مناطق جنوبی هندوستان، در جنوب، امتداد یافتند. این سلطنت مناطق قزاقستان، ازبکستان ، تاجیکستان، افغانستان، پاکستان و هندوستان امروزی را شامل می گردید. سلطنت کوشانی ها تقریبا تا سال ٢٠٠میلادی دوام نمود. آن وقت دوران شکوه و عظمت بود و بزرگترین قسمت سلطنت مذکور با سلطنت پارس پیوست.

راه ابریشم جهان را باهم پیوت می نمود
مرده گان داخل این قبر ها، شهزاده ها و یا دیگر شخصیت های عالی مقام در دوران سلطنت باشکوه کوشانی ها بودند. قبر های مذکور هم در مورد سرمایه های قابل ملاحظۀ مرده گان و هم ویژه گی های های چندین فرهنگی ای که آن ها با آن در آنوقت، در مسیر راه مهم تجارتی ابریشم برخورد نموده بودند، روشنی می اندازند.


راه ابریشم از قرن اول میلادی تا حدود سالهای ١٥٠٠ یعنی زما نیکه مردم راه بحری را در اطراف فریقا، پیدا کردند، مورد استفاده قرار می گرفت.
ولی در زمان پادشاهی کوشانی ها، راه مذکور از مهمترین مهره های اتصال شرق و غرب به شمار می آمد. این راه متشکل از چندین جادۀ بود که از چین آغاز می شدند. بعضی از این راه ها به شهر رومی انتیوکیا، در سوریه ختم می گردیدند.

شرح عکس:
تعداد زیادی از غلاف های شمشیر و زیورات، انگیزه های بادیه نشیان را در رابطه به حیوانات هم در اصول فلسفۀ فیودالیزم و در رابطه به حیوانات افسانوی، نشان مید هند. این آثار به شیوۀ شیتیسک ساخته شده اند. این سبک اصلی بادیه نشینان بود که باخود از جلگه های شمال برده بودند.یک جوره دست بند مزین با سر بزهای کوهی، بیانگر میراث های سبک شیتیسگ«اسم یک محل» بادیه نشینان می باشند.

بادیه نشینان در امتداد راه ابریشم ، از مدرک اخذ محصولی که تاجران عابر می بایست به منظور انجام یک سفر سهل تر و با اطمینان تر، می پرداختند، خیلی ثروتمند گردیدند. در عین زمانایشان با اشیای لوکس و فیشنی ای که از تمام بخشهای سلطنت رومی به جانب شرق انتقال می یافتند، اشنایی حاصل کردند.
در مورد اینکه محصول این راه چقدر درآمدی را برای بعضی از بادیه نشینان مذکوربه بار می آورد، انسان می تواند از طریق مشاهدۀ تحفه هایی که این مرده های کوشانیان باخود درقبر های خویش داشتند، برداشتی حاصل نماید.

اولین قبر مردانۀ آن به یک شهزادۀ بادیه نشین ٣٠ ساله تعلق داشت. سر این جسد به روی یک بالشت قشنگ، بالای یک گیلاس زیبای آب نوشی طلایی ای که با جفتی از شاهکار های هنر زرگری تزیین شه بود، یک بزکوهی ویکدرخت کوچکی که شاید بر یک پیشانی بند بسته شده بود، قرار داشت.


در قبر مذکور یک شمشیر بسیار مجلل تشریفاتی « سیری مونی سورد» و مو های چوتی شدۀ طلایی همراه با ده صفحۀ طلایی شبکه کاری شده ازخدای مادر آسیایی، کیبله، در حالیکه که به یک شیر سوار بوف وجود داشت.

بر دور گردن شهزاده مذکور یک زنجیر برجسته کاری شده با جواهر و مجهز با یک پروفیل یا قوارۀ یک خانۀ مقدونیایی ای که پادشاهان باختری در دوران خود، به حیث یک علامت مبین روابط شان با الکساندر کبیراز آن استفاده می کردند، به چشم می خورد.
پنج زن کوشانی موجود در این قبر ها نیز بر بدن خویش تحفه های گوناگون طلایی را داشتند. در عین زمان جوانترین این زن ها فقط ١٥ تا ٢٠ سال عمر داشت. هنگامیکه باستان شناسان قبر هارا باز کردند، دیدند که زن های یاد شده درقسمت بالایی تنۀ شان، بالای لباس های شان، صفحه های از طلا را داشتند. این ها همان تحفه های زنانه بودند. زنان کوشانی مدفون شده در این قبر ها آنقدر طلا و جواهر داشتند که گویی ایشان پشتاره ای از طلا را حمل می نمودند. جوان ترین این زنان حدود ١٥ تا ٢٠ سال عمر داشت و طلا هایی که ایشان بر لباس و قسمت فوقانی بدن خود داشتند، هنگام باز کردن قبر ها بسیار خوب درخشیدند.
محققان نمونه هایی از شکل طلایی افریدت را یافتند که هر دو بال داشتند، چیزی که فقط آن را در وجود خدای پیروزی « نایک» می توان یافت.

ترجیح طلا بر قصر ها
درچنگک های طلایی ای که لباس های زنان را باهم محکم می گرفتند، یک ذوج عاشق سواربر یک حیوان موهوم و خیالیبه چشم می خورد. ذوج مذکور همان خدای شراب یونانی، دیونیسوس، وبانوی افسانوی اریادن ــ خانمی که تیسوس قهرمان را از میان مینوتاروس، لابرینت با تار سرخ برد. ماتیویت تایید می کند که فرهنگ، دیونیسوس، در قلمرو یونان ـ باختری همراه با ویژه گی های یونانی ای که الکساندرکبیربا خود طی لشکر کشی هایش به آسیا برد، توسعه یافته است.


هر چند کوشانی ها بصورت واضح و خیلی زیاد متاثر از جریان بین المللی انوقت بودند، بازهم ایشان شیوه های رومی ها ، و پارسی را در یک مقطع حساس تعقیب نمودند: ایشان نه خانه های مجلل ، ونه قصر های باشکوه عمار نمودند.
از اینکه ایشان برای مدت بسیار کوتاهی سکونت دایمی داشتند، بنابر آن هیچگونه دلیلی برای آنها وجود نداشت تا براساس آن ثروث و دارایی های خویش را از طریق خرید این اماکن آسایشی قفل وغیر متحرک بسازند.

شرح عکس:
طلا کار های کوشانی از انگیزه های پارسی، رومی و یونانی پیروی نمودند ولی آثار را به شیوه های خود ساختند. این مجسمه نمونه ای است از خدای یونانی برای حاصل خیزی، زیبایی و عشق. این یک وریانت ویا نمونۀ محلی می باشد.
از این جهت شکل افرودت نسبتا کوتاه و مدور، احتمالا به شکل کوشانی ها، به نظر می آید.


در عوض آنها برای خود دارایی های زیادی را در قالب اشیای بسیار درخشان و با ارزشی که در جهان وجود دارد، یعنی طلا، خریداری کردند. در مسیر راه ترانسپورتی ابریشم ایشان زیورات و اشیای دیگری طلایی را دیده بودند، و از این رو به هنرمندان صنایع دستی محلی منطقۀ خویش موقع دادند تا از طلا اجناس طلایی مانند چیز هایی که در مسیر این راه دیده بودند، بسازند. در دوران ما، این عقده وجود دارد که، ترکیبات شکلی طلا در افغانستان آنزمان، نسبت به به اشکال ظریف یونانی، پارسی و هندی ایکه به تقلید آن می پردازند، ظرافت و چشمگیری کمتری داشته است.
در حال حاضر یک مجموعۀ برگزیده شده از گنجینه طلایی یادشده در بخشی از موزیم ها در کشور های آروپایی و امریکایی به نمایش گذاشته شده اند. هنگالمیکه این نمایشگاه ها به پایان رسد، گنجینه های مذکور به کابل برگردانده خواهند شد. احتمال این وجود دارد که تا دورانی تامین صلح در این کشور جنگ زده، این اثار گرانبها بار دیگر در یک مخفیگاه نگهداری خواهند شد.

یک قلمرو چندین فرهنگی شکل گرفت

329 قبل از میلاد:
الکساندر کبیر، پادشاه مقدونیه، در دوران فتوحات خوددر شرف تسخیر قلمرو پادشاهی پارس هابود. وی پادشاهی باختری را در سفر به جانب شرق ، مغلوب نموده با یکی از شهزاده خانم های باختری ازدواج نمود.

323 قبل از میلاد:
بعد از مرگ الکساندر کبیر، یکی از جنرال های وی بخش آسیایی پادشاهی وی را ، از جمله بخش باختریرا، به کنترول خود در اورد. ولی یک شورشگر یونانی قلمرو مذکور را در سال 256 قبل از میلاد آزاد ساخت.

100 قبل از میلاد:
بادیه نشینان جلگه های آسیای مرکزی، بر قلمرو یونان باختری، استیلا حاصل کردند. ایشان در آنجا مقیم گردیدند و چندین قلمرو شهزاده گان را در آن بنا نهادندو مناطق همجوار را با قلمرو پادشاهی جدید، ملحق ساختند. ایشان یک پادشاهی چندین فرهنگی را هم از پارسی ــ یونانی و هم از هندی ــ بودایی را بوجود آوردند.

2000 بعد از میلاد:
دورۀ عظمت بادیه نشینان مذکور هنگامی که قلمرو پادشاهی کوشانی ها بعد از 300 سال، در تحت سلطۀ برتری جویانۀ پارسی ها قرار گرفت، به پایان رسید.

افزودن بر روي:
  • email ارسال به دوستان
  • print نسخه چاپي
  • Plain text نسخه ساده
Image gallery
ارزيابي اين خبر
5.00